سنگربصیرت واستقامت/إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُواْ

«وَ قد فُتح بابُ الحَربِ بینکم و بینَ أهلِ القِبلهِ وَ لا یَحْمِل هذَا الْعِلْمَ اِلاَّ اَهْلِ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ» قسمتی از خطبة 173 امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در جنگ صفین

سنگربصیرت واستقامت/إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُواْ

«وَ قد فُتح بابُ الحَربِ بینکم و بینَ أهلِ القِبلهِ وَ لا یَحْمِل هذَا الْعِلْمَ اِلاَّ اَهْلِ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ» قسمتی از خطبة 173 امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در جنگ صفین

سنگربصیرت واستقامت/إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُواْ
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۷ ارديبهشت ۹۵، ۲۲:۴۱ - عاشق خدا .
    خداقوت

۲۸ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است



گفت: قائم‌مقام حزب اعتماد ملی گفته است؛ «امام می‌فرمودند نهضت زنده است تا هاشمی زنده است»!
گفتم: باز هم که سخن حضرت امام(ره) را تحریف کرده‌اند. امام می‌فرمودند «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است».
گفت: حالا چه فرقی می‌کند؟!
گفتم: مرد حسابی! مفهوم کلام واقعی امام این است که زندگی هاشمی به نهضت بستگی دارد ولی مفهوم تحریف شده آن، این است که ادامه نهضت به هاشمی بستگی دارد!
گفت: یعنی این آقایان فکر می‌کنند که مردم بیانات امام(ره) را فراموش کرده‌اند و هیچکس متوجه تحریف سخنان  ایشان نمی‌شود؟
گفتم: تحریف می‌کنند و بعد از آن که دیگران متوجه شدند، دست به توجیه می‌زنند... یارو برای فرار از خدمت سربازی خودش را نابینا جا زده بود و پزشک مربوطه هم ورقه معافیت او را امضاء کرد. اما همان شب یارو رفته بود سینما که متوجه شد پزشک نظام وظیفه کنارش نشسته است. دستش را کورمال کورمال به زانوی او زد و پرسید؛ آقا ببخشید! این اتوبوس کجا می‌رود؟!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۶




 
یک استاد مسیحی به دلیل آنکه در همبستگی با مسلمانان و دفاع از آنها در یک مدرسه مسیحی حجاب بر سر گذاشته بود، اخراج شد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، «لاریسیا هاوکینگز» استاد مسیحی کالج «ویتون» ایالت ایلینوی ماه گذشته میلادی بعد از آن خبر ساز شد که با حجاب اسلامی به یک مدرسه مسیحی رفت.

 

این استادیار علوم سیاسی در 15 دسامبر 2015 به مرخصی اجباری فرستاده شد و به او گفته شد که باید درباره اظهاراتی که در حمایت از مسلمانان گفته تحقیقاتی صورت گیرد.

 

او تنها به این دلیل اخراج شد که در همبستگی با مسلمانان، یکسری مفاهیم دینی اعلام کرده بود و به ارتباط مسیحیت و اسلام اشاره کرده بود و مجبور شده بود که درباره آنها توضیح دهد.

 

این استاد دانشگاه در 10 دسامبر تصویری از خود را در صفحه فیس‌بوکش با روسری گذاشته بود و نوشته بود: «من همسایه مسلمان خود را به دلیل آنکه آمریکایی است دوست ندارم. من عاشق همسایه مسلمان خود هستم زیرا او به موجب کرامت انسانی‌اش، شایستگی دوست داشتن است».

 

وی در ادامه افزوده بود: «من با همسایه مسلمان خود اتحاد انسانی دارم زیرا ما از یک خاک رس به وجود آمدیم. من با مسلمانان اتحاد دینی دارم زیرا آنها مثل ما مسیحیان کتاب دینی دارند. همانطور که پاپ فرانسیس گفت، ما یک خدا را پرستش می‌کنیم».

 

بعد از حادثه تیراندازی «سن برناردینو» کالیفرنیا که در آن یک زوج با افکار داعشی 14 نفر را به ضرب گلوله کشتند، جو بدی علیه مسلمانان به راه افتاد و این استاد مسیحی اعلام کرد: «من تمامی زنان را دعوت می‌کنم که به هر دلیلی با خواهران مسلمانان خود همبستگی پوشش حجاب برقرار کنند».

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۴ ، ۲۱:۲۴

گفتگوی خواندنی «خبرگزاری دانشجو» با برادر شهید علم الهدی/ پیام‌های شهید برای این روزهای دانشجویان

برادر شهید علم‌الهدی در پاسخ به اینکه اگر امروز شهید علم‌الهدی در دانشگاه‌ها بود چه سفارشی می‌کرد، گفت: شهید علم‌الهدی جز به داشتن بصیرت و پیروی از ولایت فقیه و ایستادگی مقابل دشمن چیزی سفارش نمی‌کرد.

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، 16 دی ماه هرسال فرصتی است برای به خود آمدن دانشگاه ها و اینکه دانشگاه ها بدانند به چه سمتی باید جهت قطب نمایی خود را تنظیم کنند.

 

16 دی ماه هر سال یادآور دانشجویانی است که در مکتب خمینی درس شجاعت و ایثار را آموخته و هویتی نو و ماندگار برای دانشگاه ها خلق کردند.

 

شهید سیدحسین علم الهدی سال 1338 در خانواده مرحوم آیت الله سید مرتضی علم الهدی یکی از علمای مبارز خوزستان دیده به جهان گشود و از شش سالگی شروع به آموختن قرآن کرد و در 11 سالگی شروع به تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی و تدریس قرآن در مساجد اهواز کرد.

 

غیرت و تعصب دینی حسین به گونه‌ای بود که هیچ رفتار غیر اسلامی را برنمی‌تابید. او با نصب اعلامیه‌ها در رهبری تظاهرات در دانشگاه فردوسی مشهد نقش عظیمی ایفا کرد. حسین پس از زلزله طبس در کمک به آسیب‌دیدگان و بسیج کمک‌های عمومی نقش فعالی داشت و از آنجا که با هوش سرشار خود از هر موقعیتی، فرصتی برای مبارزه می‌ساخت، به هنگام ورود شاه معدوم و همسر فراری‌اش به طبس، تظاهرات عظیمی علیه آنان به راه انداخت.

 

حسین در قبل از انقلاب سازمان موحدین را با چند تن از دوستان هم‌فکرش تشکیل داد و به اطاعت از امام راحل (ره) به مبارزه با طاغوت می‌اندیشید و در مقابل آتش زدن مسجد جامع کرمان توسط عوامل رژیم، ‌شهربانی کرمان را به آتش کشید و به اهواز بازگشت.

 

با مشاهده جنایات رژیم سابق به فکر مبارزه افتاد که مزدوران شاه با تلاش زیاد دستگیرش کردند و مورد شدید‌ترین شکنجه‌ها قرار دادند که کوچک‌ترین اعترافی از حسین نشنیدند؛ ‌با این حال او را محکوم به اعدام کرده و به عنوان جوان‌ترین زندانی سیاسی، روانه زندان کردند.                                    

 

سید حمید علم الهدی، برادر شهید سیدحسین و استاد دانشگاه تهران است که به دلیل هم سن و سالی با او رابطه‌ای نزدیک داشته و یقینا روایت او از زندگی برادر شهید خواندنی است، گفت و گویی را با برادر این شهید درباره فعالیت های شهید علم الهدی انجام دادیم.

 

 از خاطرات دوران کودکی با شهید علم الهدی بفرماید؟

 

سید حسین از دوره کودکی خیلی پرتحرک و اهل ورزش بود و جاذبه عجیبی داشت، جاذبه حسین به قدری بود که تا به مدرسه وارد می‌شد خیلی از بچه‌ها به دورش جمع می‌شدند.

 

شهید علم الهدی، در دبیرستان‌های شاهپور اهواز (شهید مصطفی خمینی) و بزرگمهر (شهید محمد علی حکیم) انجمن اسلامی دانش آموزی را تشکیل داد و حتی کتابخانه‌های مدرسه را مجهز به کتب اسلامی می‌کرد و چون صدا و قلم خوبی داشت در کارهایی مانند تئا‌تر، نمایشنامه خوانی و روزنامه دیواری مدارس فعالیت می‌کرد.

 

در واقع حسین پایه‌گذار فعالیت انجمن اسلامی دانش آموزی در مدارس اهواز بود.

 

در مورد فعالیت‌های شهید هم، البته حسین بیشتر کارهایی را که انجام می‌داد به کسی نمی‌گفت؛ اما ما به دلیل نزدیکی سن و سال ارتباط خوبی داشتیم.

 

برای مثال یکی از خاطرات جالبی که با هم داشتیم مربوط می‌شد به نخستین دستگیری حسین توسط عوامل شاه در اهواز بود؛ عاشورای سال 1353 حسین توانست یک راهپیمایی را با حضور 200 تا 300 دانش آموز در مرکز شهر اهواز ساماندهی کند.

 

ما راهپیمایی را از مدرسه جعفری در خیابان امام خمینی(ره) فعلی نبش خیابان باغ شیخ آغاز کردیم و پس از حضور در «خیابان 30 متری» به سمت پل سیاه و حرم علی بن مهزیار رفتیم از آنجا وارد «خیابان 24 متری» شدیم.

 

در زمان شاه در «فلکه شهدا» که آن موقع مجسمه محمدرضا شاه نصب بود مردم برای سینه زنی جمع می‌شدند و ما وقتی به فلکه رسیدیم از کنار مسجد آیت الله شفیعی می‌خواستیم حرکت کنیم که متوجه حرکت نیروهای ساواک شدیم برای همین بین جمعیت رفتیم تا ما را دستگیر نکنند.

 

بعد از این راهپیمایی بود که حسین را به عنوان یکی از طراحان تظاهرات دستگیر کردند و چند روزی را در زندانی که در منطقه «چهارراه زند» اهواز بود، بازداشت کردند. جالب اینجاست وقتی برای ملاقات با حسین به زندان رفتیم می‌گفت: چیزی نیاز ندارم فقط برای من یک قرآن کوچک بیاورید.

 

برادرمان تا مقطع دیپلم در اهواز مدرسه رفتند و بعد رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد قبول شدند و ترم قبل جنگ به دانشگاه شهید چمران (جندی شاپور سابق) انتقالی گرفتند و در واقع دو ترم مشهد بودند و یک ترم هم در اهواز در دانشگاه بودند.

 

شهید علم الهدی در دوره طاغوت چندبار به دلیل فعالیت‌های مبارزاتی دستگیر شد؟

 

به غیر از بازداشت پس از راهپیمایی روز عاشورا که گفتم، دو بار دیگر به بهانه شکستن حکومت نظامی بازداشت شد. دفعه نخست زیاد مهم نبود و پس از چند روز آزادش کردند؛ اما در بازداشت دوم خیلی شکنجه‌اش کردند. وقتی به ملاقاتش رفتیم به ما گفت که تا چهار روز دیگر اعدامم می‌کنند؛ اما تا آن روز هم خدا «کریم» است.

 

بعد از چند ماه زندانی چون سن ایشان زیر 18 سال بود ساواک حسین را آزاد کرد.

 

البته قبل از انقلاب یک سیرک مصری بود که نمایش مبتذلی در اهواز برگزار می کرد که شهید علم الهدی مانع آن شد و این هم یکی دیگر از اقدامات شهید علم الهدی قبل از انقلاب بود.

 

می خواستند سیدحسین را به چه جرمی اعدام کنند؟

 

ماموران ساواک حسین را در خیابان فعلی فلسطین اهواز بین پل نادری که الان نامش پل شهید علم الهدی است، دستگیر کردند. او در آن شب به همراه چند نفر از دوستانش برنامه ریزی کرده بودند که به فرمانده ارتش آن موقع در خوزستان که در آن مکان ساکن بود، ضربه بزنند.

 

به خاطر این موضوع حسین را خیلی شکنجه کردند و تا پای اعدام هم رفت که به لطف پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان زندانی سیاسی آزاد شد.

 

جالب اینکه بدانید پس از انقلاب حسین مأمور شکنجه خود را بخشید و می‌گفت امام خمینی (ره) فرمان عفو عمومی برای ارتشی‌ها صادر کرده‌اند و من هم از این شخص می‌گذرم.

 

                                                                               

 

از انس شهید علم الهدی با قرآن و نهج البلاغه که در مورد ایشان مشهور است برایمان بگوئید.

 

حسین به طور رسمی حافظ قرآن یا نهج البلاغه نبود؛ اما تسلط کاملی بر این دو کتاب داشت.

 

شاگردانی که در کلاس نهج البلاغه حسین شرکت می‌کردند می‌گفتند که تا به یک موضوعی از نهج البلاغه یا قرآن اشاره می‌کردیم، حسین زود به آیات پیرامون یا موضوعات مشابه آن و آدرس دقیقشان در قرآن و نهج البلاغه اشاره می‌کرد.

 

درباره فعالیت های دانشگاهی شهید علم الهدی برایمان بگویید؟

 

دانشگاه را سال 56 با رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد آغاز کرد. در آن دوران گروه های غیر مذهبی و چپ های مارکسیست خیلی قدرت داشتند و دانشگاه رد قبضه آنها بود. شهید علم الهدی در آن دوران مبارزه های فکری می کردند و آنقدر مسلط به مبانی اسلامی بودند و مطالعه داشتند که اساتید چپ و مارکسیست در حضور وی جرات حرف زدن نداشتند.

 

در حوزه مسائل سیاسی هم خیلی فعال بود و در دانشگاه یکی از نیروهای فعال مذهبی بود و بین مسلمانان شناخته شده بود و وزیر فعلی بهداشت جناب هاشمی و معاون صدا و سیما جناب پورمحمدی با ایشان در آن دوره همکاری می کردند.

 

آن موقع در دانشگاه ها فقط یک پایگاه و کانونی برای دانشجویان مسلمان وجود داشت و آن انجمن اسلامی دانشجویان بود و در آن دوران حتی گروه های امروزی مثل مجاهدین خلق با انجمن اسلامی بودند که بعد انقلاب جدا شدند و گمراه گشتند.

 

حسین یک عضو ثابت و فعال انجمن های اسلامی بود و در این تشکل ها مرتب فعالیت می کرد.

 

درباره نحوه ارتباط گیری شهید علم الهدی با رهبر انقلاب بفرماید؟

 

آیت الله خامنه ای در آن دوران جلسات تفسیر قران در مسجد کرامت مشهد داشت و جلسات بسیار جوان پسند بود و یکی از پایگاهها و محل تجمع های نیروهای جوان و مذهبی بود.

 

حسین در مشهد مرتب در این جلسات حاضر می شد و حضور فعال داشت و جلسات تفسر قران را یادداشت و تکثیر می کردند و در واقع از دوران دانشجویی با رهبر انقلاب ارتباط داشتند و بعد از جنگ هم مقام معظم رهبری دورباره در اهواز با ایشان ارتباط داشتند.

 

به بعد از پیروزی انقلاب و روزهای جنگ برویم، درباره فعالیت های شهید علم الهدی بفرماید؟

 

شهید علم الهدی چون قبل انقلاب دوره های حفاظتی رو دیده بودند در 12 بهمن 57 که امام خمینی وارد کشور شدند، جز حلقه اصلی محافظان امام بودند و در آن مدت در تهران خدمت امام بودند.

 

یکی از مباحث مهمی که در همان اوایل پس از انقلاب و در دوران تصویب قانون اساسی کشور شهید پیگیری می کرد طرح ولایت فقیه بود. این طرح و وظایف و اهمیت ولایت فقیه در قانون اساسی نبود.

 

شهید علم الهدی خیلی نگران و ناراحت این مسئله بود برای همین چون به مسائل فقهی و زبان عربی تسلط داشت طرح ولایت فقیه را از کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره) استخراج کرد و به آیت الله جزایری که نماینده مجلس بودند رساند.

 

در ابتدا خیلی استقبال نشد ولی حسین انقدر پیگیری کرد که با حمایت های آیت الله جزایری این طرح مهم و نورانی در قانون اساسی گنجانده شد.

 

در همان دورانی که قانون اساسی در حال تصویب بود شهید علم الهدی هر روز در مسجد آیت الله جزایری اهواز مردم و جوانان را جمع می کرد و درباره مبانی اصول قانون اساسی توضیح می داد و مردم را روشن و قانع می کرد.

 

شهید علم الهدی چگونه بحث دیدار عشایر عرب خوزستان با امام خمینی را پیگیر شد؟

 

حسین در ایام جنگ در دبیرستان پروین اعتصامی مسئول ساماندهی امور رزمندگان بود؛ اما پس از شهادت شهید اصغر گندمکار که دوستش بود به هویزه اعزام شد.

 

او وقتی در هویزه مستقر شد بسیاری از مشکلات مردم این شهرستان را از نزدیک دید و به ویژه در مسئله تأمین غذا به مردم محروم آنجا کمک می‌کرد که غذای آن‌ها از دیگر شهرستان‌ها تأمین شود.

 

رابطه نزدیکی که بین حسین و عشایر آن منطقه به وجود آمد سبب شد حسین به فکر این باشد که مردم عرب خوزستان را به دیدار امام خمینی(ره) ببرد، چون معتقد بود این دیدار و ارتباط بین مردم و امام خمینی (ره) بسیار موثر و مفید برای حفظ انقلاب است.

 

صدام آن موقع می‌گفت که من برای خدمت به مردم خوزستان به ایران حمله کردم و شهید علم الهدی می‌خواست این را به جهانیان ثابت کند که عشایر عرب خوزستان پایبند به امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی هستند. به همین دلیل بود با تحمل مشکلات و سختی‌های این کار، یک هزار نفر از مردم خوزستان را با قطار به جماران برد.

 

در آن مقطع و زیر موشک و بمباران که سوخت هم پیدا نمی شد حسین بیش از 1000 نفر از سران عرب را ساماندهی و خدمت امام خمینی بردند که واقعا به لحاظ استراتژیک کار بسیار ارزشمندی بود.

 

حسین در این دیدار به حاج صادق آهنگران اصرار می‌کند که مداحی کند و آقای آهنگران قطعه «ای شهیدان به خون غلطان خوزستان درود» را اجرا کرد، پس از اجرای این قطعه حاج صادق آهنگران از طرف صداوسیما دعوت به همکاری می‌شوند.

 

هنوز معلوم نیست در هنگام دیدار عشایر عرب با امام  به کجا رفته پس از اینکه مراسم تمام شد مادرم که همراه‌ ما در جماران بود از حسین پرسید کجا بودی که ندیدمت و حسین با خنده پاسخ داد «کار باید برای خدا باشه» حسین پشت ستونی قایم شده بود که در تلویزیون دیده نشود.

 

درباره جنگ در هویزه بفرماید؟

 

شرایط جنگ در هویزه خیلی سخت بود. بنی صدر اعتقادی به بسیجی ها نداشت و برای همین نه سلاح و نه آذوقه به بسیجی ها نمی داد و می گفت بسیجی ها جنگیدن بلد نیستند و شهید علم الهدی یک مقدار سلاح از طریق آیت الله خامنه ای که آن موقع در شورای دفاع بودند، تهیه کرده بودند.

 

حسین در روز اول که در هویزه با یارانش و با دست خالی در برابر لشگرهای مجهز عراقی اسیر شده بودند روز اول بیش از 800 عراقی را اسیر کردند و به نیروهای خودی تحویل دادند؛اما در روز دوم محاصره عراقی با شدت تمام حمله کردند و حسین و یارانش را به شهادت رساندند.

 

چون بعد از شهادت حسین منطقه هویزه سقوط کرد تا 18 ماه از شهدا خبر نداشتیم و بعد از اینکه منطقه آزاد شد به هویزه رفتیم؛اما خوب جنازه ها معلوم نبودند  و ما شهید علم الهدی را از قرانی که به همراه داشت شناسایی کردیم.

 

مراسم تشیع جنازه ایشان با وجود موشک باران عراقی ها با شکوه تمام برگزار شد و سپس به همان هویزه منتقل شد و در آنجا دفت شد.

 

به نظر می‌رسد مادرتان در شخصیت شهید علم الهدی تاثیر زیادی داشته‌اند، از شخصیت این بانوی بزرگوار برایمان بگوئید

 

مادرم از سال 1342 با مبارزات خانواده ما آشنا شده بود در سال‌های بعد که خودمان در دهه پنجاه در تظاهرات علیه رژیم شاه می‌رفتیم مانع نمی‌شد. با جبهه رفتن‌ها هم کنار آمده بود و خود او مشوق هم می‌شد.

 

مادر ما در طول هشت سال جنگ تحمیلی در اهواز ساکن شده بود و حاضر نمی‌شد به شهر یا استان دیگری برود. قبل از شهادت حسین ما برای زیارت به قم رفته بودیم و در آن سفر به منزل آیت الله جنتی که آن موقع امام جمعه اهواز بودند رفتیم.

 

آیت الله جنتی به مادرمان می‌گوید به شما مژده می‌دهم که بچه‌های رزمنده در هویزه عملیات داشتند و تعداد زیادی از عراقی‌ها را اسیر کردند. مادرمان با شنیدن این موضوع شروع به گریه کردن می‌کند و می‌گوید حسین شهید شده است.

 

آیت الله جنتی و ما به مادر می‌گفتیم این چه حرفی است که می‌زنید هنوز که خبری نداده‌اند و مادرم در جواب گفت همانطور که ما اسیر گرفته‌ایم حتما شهید هم داده‌ایم.

 

به اهواز که برگشتیم مادرمان گفت شب قبل از اینکه به منزل آیت الله جنتی برویم خواب پدرتان را دیدم که تخت سفیدی را آماده کرده بود به او گفتم این تخت برای کیست و او می‌گفت بعدا می‌فهمید این تخت برای چه کسی است؛ مادرم می‌گفت من مطمئنم حسین شهید شده است.

 

بعد از این عملیات، عراق منطقه را محاصره کرده بود و هویزه را باخاک یکسان کرد ما اطلاعی نداشتیم که حسین شهید شده یا اسیر ولی مادرمان مرتب با تاکید می‌گفت حسین شهید شده. بعد از آزادسازی خرمشهر و بقیه مناطق خوزستان، ما پس از سه سال پیکر حسین را به همراه دیگر شهدا پیدا کردیم و در‌‌ همان جا(دشت هویزه) به خاک سپردیم.

 

آن شبی که خبر شهادت حسین به ما رسید، حضرت آیت الله خامنه‌ای، همراه چند نفر به خانه‌مان آمدند. آقا که نشسته بودند، دایی ما خاطره‌ای از مادرمان گفتند که یکی از شاگردان حسین به نام «رضا پیرزاده» شهید شده بود، همه متحیر بودند که چگونه این خبر را به مادرش اطلاع دهند به همین دلیل به مادر شهید علم الهدی گفتند خبر شهادت را به مادر رضا پیرزاده بدهد.

 

مادرمان وقتی منزل پیرزاده می‌رود پس از سلام و احوال پرسی از مادر شهید «پیرزاده» قرآن طلب می‌کند. وقتی قرآن را به مادرمان دادند، چند دقیقه قرآن خواند و به مادر شهید پیرزاده گفت: این امانتی که به من دادی خدمت خودت باشد.

 

پس از چند دقیقه مادرمان می‌گوید خب حاج خانم‌‌ همان طور که شما قرآنی را به من امانت دادی و من آن را به شما برگرداندم؛ خداوند هم به شما امانتی داده و الان امانت خود را پس گرفته است. این خاطره سبب شد که مقام معظم رهبری مادرمان را تحسین کند.

 

البته مادرمان در محافل خصوصی، جبهه‌ها و مدارس به عنوان مادر شهید حاضر می‌شدند و سخنرانی‌های زیادی می‌کردند.

 

به نظرتان برگزاری این یادواره‌ها که هر ساله در مزار شهدای هویزه برگزار می‌شود چه تاثیر و نتیجه‌ای دارد؟

 

یادواره‌ها موثر هستند و همانطوری که مقام معظم رهبری فرمودند زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیستبرای مثال یکی از مقامات حزب الله لبنان که سفری به کشور ما داشتند صحبت از شهید علم الهدی می‌کرد و می‌گفت ما مقاومت را از شهید علم الهدی یاد گرفتیم.

 

شهدای ما برای خدا گام برداشتند و کارهایی که برای خدا انجام شود، ماندگاری دارند. در حقیقت برگزاری یادوراه‌ها برای شهدا سبب نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت برای نسل‌های آینده است.

 

شما همانطور که فرمودید با شهید علم الهدی رابطه نزدیکی داشتید، به نظرتان اگر ایشان در میان ما بود برای قشر جوان و دانشجو چه پیام و سخنی داشتند؟

 

من پاسخ این سئوال شما را با خاطره‌ای می‌گویم. روزهای ابتدایی جنگ، بچه‌های عرب خوزستان به ارتش عراق شبیخون می‌زدند و بعضی شب‌ها نمی‌توانستند کاری کنند و دست خالی باز می‌گشتند. این دست خالی بازگشتن سبب می‌شد برخی از بچه‌های ما اظهار خستگی کنند.

 

حسین با گفتن تاریخ حوادث زمان پیامبر(ص) به آن‌ها می‌گفت ما باید تکلیف خودمان را ادا کنیم و به کسی که می‌خواهد به اسلام آسیب وارد کند ضربه بزنیم. مهم این است که ما تکلیفمان را به خوبی انجام دهیم.

 

بحث شناخت تکلیف و ادای تکلیف برای شهید علم الهدی خیلی مهم بود. روزی جنگ با نیروهای بعثی عراق تکلیف بود و امروز مقابله با جنگ نرم و شناخت دشمن تکلیف است. امروز باید تکلیف‌ها را بشناسیم و انجام دهیم.

 

حسین پس از اانقلاب به روستاهای مرزی ایران می‌رفت و کمک‌هایی می‌کرد و گاهی پیش می‌آمد که به روستاهای عراق هم کمک می‌کرد. یکی از دوستان به او می‌گفت اینجا که کشور ما نیست. حسین به او می‌گفت چه فرقی می‌کند، مسلمان که هستند.

 

دانشجوی امروز باید بصیرت داشته باشد و دشمن شناس باشد و مقاومت در برابر استکبار را در پیش بگیرد و این درسی است که دانشجویان باید همیشه به یاد داشته باشند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۴ ، ۲۱:۰۴

بنا بود مصرف «ترس» در انسان این باشد که از همۀ خطرها بترسد و مانند کودکی که به مادر پناه می‌برد، به خدا پناه ببرد و سپس با تکیۀ به او از چیزی نترسد، اما هم از خطرات اصلی حیات نترسیدیم و هم هر گاه ترسیدیم به خدا پناه نبردیم؛ حالا از پناه بردن به خدا می‌ترسیم یعنی نمی‌توانیم به او توکل کنیم.

پناهیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۰

هر مشکلی داریم به خاطر دوری از خداست/

رزمندگان ما باور کرده بودند تا اتصال به خدا نداشته باشند کارشان پیش نمی رود. می فهمیدند زندگی یک انسان مقرب چقدر متفاوت است با زندگی انسانی که مقرب نیست/

چگونه می توانیم در رمضان بیشتر مقرب شویم؟/

وقتی یک رمضان ولایی، مهدوی، سیاسی، انقلابی و حماسی، برگزار کنیم. معنویت رزمنده ها به همین دلیل بود.

زندگی در فضای تقرب را وقتی خوب لمس می کنی که خیلی سیاسی و انقلابی باشی/


از ماه رمضان باید برای تقرب استفاده کنیم، منتها بدانیم که ماه رمضان ماه عزلت، معنویت سکولار و فاصله گرفتن از جامعه و رها کردن مردم نیست؛ ماه رمضان ماه بازگشتن به سوی مردم است. مردمت را نجات بده!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۹

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۱

در این اینفوگرافی به نحوه ی اجرای مراسم عروسی پنج شهید اشاره شده است.




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۴۸

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۰۳

امام خامنه ای:

اگر تشکیلاتی به وجود آمد، اما هدف روشنی نداشت، یا هدف داشت ولیکن برنامه ریزی برای رفتن به سمت آن هدف انجام نگرفت و تشکیلات بیکار ماند، به خودی خود، تشکیلات از هم می پاشد و اگر هم بماند، صورت بی جانی خواهد بود. خاصیت تشکل انسانی این است. هدف را محدّد کنید و مشخص نمایید که می خواهید چه کار کنید ... بعد براساس آن هدف، برنامه ریزی کنید و بر پایه آن برنامه ریزی، هر دستگاهی مشغول کار خودش بشود.

در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 7/9/1368

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۰۶


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۱۹

کلیپ مداحی حاج میثم مطیعی _ در حمایت از ملت مظلوم یمن و علیه رژیم آل سعود


برای دانلود اینجا کلیک بفرمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۴۴
پدر عزیزتر از جانم، یا امام خامنه ای
عیدتان مبارک و همچنین روزتان، که شما استاد عشق هستید.
دوست تان داریم، تبریک ناقابل ما را پذیرا باشید...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۳:۰۷
بانام علی(ع)زغصه ام کاسته شد،
فریادشعف زعرش برخاسته شد*
چون روز معلم است و میلاد علی 
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد*
*** تقارن میلاد معلم انسانیت امیرالمؤمنین علیه السلام با روز معلم گرامی باد.***
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۵۰

اکبر پسر فوق العاده شوخی بود

قبل از عملیات ازش پرسیدم:

در این لحظات آخر راستش را بگو چه آرزویی داری و از خدا چه می خواهی؟

گفت: با اخلاص بگویم؟

گفتم: با اخلاص بگو

گفت: از خدا دوازده فرزند پسر می خواهم تا از آنها یک دسته عملیاتی درست کنم

خودم هم فرمانده دسته شان باشم

شب عملیات آنها را ببرم در میدان مین ها رها کنم

بعد که همه یکی پس از دیگری شهید شدند بیایم پشت سیمهای خاردار خط

دستم را بگیرم کمرم و بگویم: آخ کمرم شکست!

                   خاطره ای از زندگی شهید اکبر جمهوری

                                  منبع: کتاب فرهنگ جبهه ، جلد سوم ( شوخ طبعی ها )

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۱۸

ما نمی توانیم کاری کنیم که دیگر در دنیا رنج نبریم، اما می توانیم رنج خود را کمتر کنیم. برای اینکه رنج خود را کاهش دهیم

اولا باید معصیت نکنیم،

ثانیا باید ظرفیت خود را بالا ببریم و اهل صبر باشیم.

آغاز صبر و ظرفیت این است که بدانیم دنیا محل رنج است و نمی شود رنج را از زندگی دنیا حذف کرد .

حاج آقا پناهیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۰۵

در کاروانی که در حال حرکت است،

توقف و ماندن، از دست رفتن و به دست گرگ ها افتادن است.

در یک مجموعه وقتی توقف کنی از مجموعه عقب خواهی افتاد.

توقف ما، برابر است با بازگشت و عقب گرد ما

و این وحشتناک است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۴۶

باید در ما توجهی بیاید و بفهمیم که بد کرده ایم.

گیر ما این است که هنوز باور نکرده ایم که بد کرده ایم.

باید استغفار کنیم که استغفار، گام اول است.

استغفار باید در برابر آنچه دل ما را خوشحال کرده و یا به رنج کشیده است، باشد.

استغفار از خطا و خطیئه را فراموش نکنیم، که هم اعمالِ انسان، او را گرفتار می کنند و هم رذائل، او را مبتلا می سازند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۵۷


لینک دانلود مستقیم

کلیک بفرمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۳۱


لینک دانلود سخنرانی دکتر عباسی


اینجا کلیک کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۲۶

تجمع آدم های خوب در کنار هم و همدلی، هم صدایی و همکاری آن ها با یکدیگر

مهم ترین منبع تولید قدرت حق و نور معنویت در عالم است.

در حالیکه اهل باطل هرقدر دور هم جمع شوند اثر چندانی در عالم ندارند.

هرچه قدر این تجمع بیشتر باشد معجزات بزرگتری می آفریند. مثل تجمع پیاده روی اربعین در کربلا!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۴۷

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۳۶

دلقکی بود که از فرعونیان بود و فرعون را می خنداند و برای اینکه فرعون را بیشتر بخنداند لباسی همچو لباس حضرت موسی علیه السلام می پوشید!

وقتی که خدا فرعونیان را عذاب کرد این دلقک را در عذاب تخفیف قائل شد یا حالا عذاب نکرد؛

خدا به حضرت موسی علیه السلام گفت می دانی چرا چنین کردم؟! چون از لباس او که مثل لباس تو بود، خوشم می آمد!


مبحثی در ملحقات به علم صرف که تفصیل آن در علم نحو بحث می شود تحت عنوان معرب و مبنی بودن اسم. اصل در اِعراب اسم ها معرب بودن است و با این وجود اسم هایی هستند که همچون حرف ها مبنی هستندبخاطر شباهت هایی که بین این اسم ها و حروف وجود دارد.


امیرالمومنین مولی المتقین علی علیه السلام در خطبه متقین معروف به خطبه همام که از بیش از 100 ویژگی برای متقیان میشمارند. از ویژگی های ظاهری شروع می کنند!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۴۴

سه اشکال بر سخنان رئیس‌جمهور

آقای روحانی! عمرِ سعدهای زمانه را حر معرفی نکنید

در هیچ مقتل و کتاب تاریخی نیامده که امام حسین(ع) در یکی از مواجهات خود به دشمن ناحقش گفته باشد اگر با من صلح نکنید، جریانی که یزیدستیز است روی کار خواهد آمد، اتفاقی که در جریان مذاکرات این ایام شنیده شد.

 رسائی

حجت‌الاسلام حمید رسایی، نماینده مجلس شورای اسلامی در سایت شخصی‌اش نوشت: سخنان هفته گذشته رئیس جمهور محترم در شهر زنجان از چند جهت قابل مداقّه و بررسی است. این سخنان از آنجا که در آستانه ماه محرم و همزمان با بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر در مجلس و نزدیک به سالگرد توافقنامه ژنو از زبان دکتر حسن روحانی بیان شده، از سه جهت مورد توجه رسانه ها بویژه رسانه های بیگانه قرار گرفته است. مواضع رئیس جمهور البته در هر سه بُعدی که عنوان شد، قابل خدشه و نقد جدی است که به طور مختصر به آن می پردازیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۳ ، ۱۵:۴۴

آب تماشایی است

چه وقتی که فواره می شود و بالامی رود، چه وقتی که آبشار می شود و فرو می ریزد

چه وقتی هم که در جوی یا نهری جاری می شود.

صدای آب خیلی آرام بخش است و به انسان آرامش می دهد به شرطی که آب صاف و زلال باشد. آبی که گل آلود هست اصلا تماشایی نیست. وقتی که سیل آب می آید و گل آلود است هیچ تماشایی ندارد، صدای خوشی هم ندارد. صدای آب گل آلود نه تنها به شما آرامش نمی دهد بلکه خیلی هم کسل کننده و خسته کننده است.
انسان ها هم دقیقا مثل آب هستند و چنین تقسیم بندی دارند. بعضی از آن ها زلال و صاف هستند و یک صفایی دارند. انسان وقتی کنار این افراد می‌نشیند آرامش پیدا می‌کند. رفتار، کلام و نگاه آنها به عالم و هستی خیلی تماشایی است. بعضی ها هستند که مثل آب آلوده هستند و اصلا تماشایی نیستند. شما دوست دارید که اصلا این انسان را نبینید و اگر او را دیدید کنار او ننشینید و وقتی او کنار شما می نشیند اذیت می شوی و دوست داری که زود از او فاصله بگیری.

خوب است که اگر انسان می خواهد کنار کسی بنشیند آن فرد کسی باشد که مثل آب زلال و گوارا باشد مثل امیرالمومنین. چه کسی از امیرالمومنین بهتر که کنار او بنشینیم. ما که می خواهیم حرفی و سخنی بشنویم، چه سخن و حرفی زلال تر از کلام امیرالمومنین است.

پی نوشت :
1.برنامه سمت خدا، شبکه سوم، حاج آقای رنجبر، تاریخ27/3 /1390

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۳ ، ۲۱:۳۳

حجت الاسلام علیرضا پناهیان:

در خارج از کشور سخنرانی داشتم، یک آقای استاد دانشگاهی دعوت کرد خانه اش و گفت: این بحثی که کردید حجاب یک مسئلۀ عقلانی است، من می‌خواستم یک خاطره برای شما نقل کنم:

خانم دانشجویی که می‌خواست کنفرانس بدهد، مینی‌ژوب پوشیده بود، یعنی یک جوری پوشیده بود که سبک‌تر از وقت‌های دیگر بود، من پنج نمره از کنفرانسش کم کردم، به خاطر پوشش اش!

یک میتینگی در دانشگاه توسط این دانشجوها راه افتاد، گفتند که ایشان آمده تبعیض مذهبی قائل شده چون مسلمان است، به حجاب علاقه‌مند است، پوشش ما را نپسندیده نمره ما را کم کرده.

مسئولین دانشگاه دعوتم کردند گفتند که شما چرا این کار را کردید؟ من گفتم ایشان وقتی پوشش خودش را کم کرده بود و جذاب سر کلاس ظاهر شده بود، موجب شد که نقد علمی در کلاس کاهش پیدا کند. می‌گفت بعد از این آیین‌نامه شد، از این به بعد دانشجو بخواهد کنفرانس بدهد باید لباس رسمی بپوشد.

بعد از سی سال از انقلاب انگار هیچ عقلی نبوده که از حجاب دفاع کند و هیچ عقلانیتی در حجاب نیست، در هواپیما، در دانشگاه می‌خواهند در مورد حجاب صحبت کنند میگویند ارزش‌های اسلامی!!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۲۳:۴۱

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ 
شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردی مان را از دست می‌دهیم.
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟
 
شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنین توضیح داد:

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۰۹:۲۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۱۳